چشم رضا و مرحمت بر همه باز می​کنی
1
2
3
4
5
6
7
چشم رضا و مرحمت بر همه باز می​کنیای که نیازموده​ای صورت حال بی​دلانای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مروپیش نماز بگذرد سرو روان و گویدمدی به امید گفتمش داعی دولت توامگفتم اگر لبت گزم می​خورم و شکر مزمسعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیمچون که به بخت ما رسد این همه ناز می​کنیعشق حقیقتست اگر حمل مجاز می​کنیدر نظر سبکتکین عیب ایاز می​کنیقبله اهل دل منم سهو نماز می​کنیگفت دعا به خود بکن گر به نیاز می​کنیگفت خوری اگر پزم قصه دراز می​کنیسفره اگر نمی​نهی در به چه باز می​کنی

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search