1 2 3 4 5 6 7
| چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیای که نیازمودهای صورت حال بیدلانای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مروپیش نماز بگذرد سرو روان و گویدمدی به امید گفتمش داعی دولت توامگفتم اگر لبت گزم میخورم و شکر مزمسعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم | | چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنیعشق حقیقتست اگر حمل مجاز میکنیدر نظر سبکتکین عیب ایاز میکنیقبله اهل دل منم سهو نماز میکنیگفت دعا به خود بکن گر به نیاز میکنیگفت خوری اگر پزم قصه دراز میکنیسفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی |