| اشعار مشهور | ||
• اول دفتر به نام ایزد دانا
• وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
• برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را 
• ما را همه شب نمیبرد خواب 
• سلسله موی دوست حلقه دام بلاست 
• ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست 
• مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
• دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت 
• هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد 
• تو را نادیدن ما غم نباشد
• اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند
• درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
• ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود
• سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
• تو را سریست که با ما فرو نمیآید 
• آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتش 
• هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش 
• گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل 
• من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم 
• از در درآمدی و من از خود به درشدم 
• غم زمانه خورم یا فراق یار کشم 
• در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
• هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم 
• بگذار تا مقابل روی تو بگذریم 
• ما گدایان خیل سلطانیم 
• بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
• تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
• خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی 
• من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
• سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی 
• همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
• چونست حال بستان ای باد نوبهاری
• به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
• بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
• نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی 
• شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
ورق بزنید | جستجو کنید | جستجوی الگو | اوّل دفتر